سلام

خودمو حبس کردم بین آدمایی که منو کوچیک میکنن تا بزرگ بمونن من باید سکوت کنم 

یبار به خودم اومدم دیدم چرا منی که انقد با ارزشم بین ادمایی باشم که هرجوری شده میخوان بی ارزشم کنن من تصمیم گرفتم برن تو فضای جدید ایشالا استخدام میشم میرم تو محیط کاری خودم جایی که مال منه جایی که به خاطر تواناییام بهم ارزش میدن یبار یکی از استادامون گفت پرستارارو خدا انتخاب میکنه 

راست گفته من انقد مهربونم که دوس دارن به همه کمک کنم ازینکه دست کسیرو بگیرم انقد ارامش میگیرم که تو هیچی این حسو ندارم همیشه از خدا میپرسیدم چرا این قلب پراز احساس و محبتو بهم دادی ولی کسیو سرراهم گذاشتی که به محبت من احتیاج نداره انگار خدا جوابمو داد این روزا هرجا میرم از هدف میگن از آینده از ارزش انگار خدا داره منو میبینه و کمکم کرد از خواب بیدار شم

یه دوستی توهمین وبلاگ دارم که بهم گفت ایشالا پست بعدی درباره کار کردنت بنویسی من اون موقع بهش خندیدم گفتم امکان نداره ولی ازهمینجا ازش تشکر میکنم که بهم تلنگر زد که کمک کرد به خودم بیام

واقعا اگه انسان به خودش ارزش نده اطرافیان به راحتی لهش میکنن البته تقصیر کسی نیس اینجا جایی واسه ضعیفا نیس باید جنگید باید تلاش کرد

خداروشکر خیلی خوبم همه چی عالی من دارم تلاش میکنم دارم میجنگم چیزی که همیشه دوس داشتم "جنگیدن برای رسیدن به خواسته هام"

من دوس دارم با تلاش بدست بیارم 

خیلی جالب ولی دیگه چیزی یا کسی ناراحتم نمیکنه وقتی کسی بهم حرفی میزنه همونجا میمونه نمیام دوساعت فک کنم ببینم منظورش چی بود

ازهمه چی ساده میگذرم به هرچی نگا میکنم قشنگه 

منتظر روزیم که ازین فضا ازین ادما دور شم من مال اینجا نیستم من اینجا اشتباهییم 

واقعا راس میگن باید هدف داشت وگرنه نمیشه زندگی کرد ایشالا همتون یه هدف بزرگ داشته باشین تلاش کنینو بهش برسین هیچوقت تسلیم نشین

شب خوش